خوبیه دوستای مجازی اینه که می تونیم آسون ازشون دل بکنیم ....
+آخرین پست
نوشته شده توسط ... در ساعت 10:51 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام این مطلبو نوکر آقا نوشتن چون مشکلی واسه ثبته مطلبشون داشتن من با اجازشون به اسم خودم ثبت کردم...
----
سلام
برگشتم سر خونه اول
سر خونه 16 سالگي
خونه ي اول توييا...خونه اول آغوش خداست
ديدي برگشتم؟
ديدي جايي رو نداشتم جز اينجا؟
ديدي..
شايد هر کسي به جاي من بود جرات نوشتن نداشت
اما من از اون بچگيام پرو بودم..اون روز که تو بوديو خدا...
راستش تو تقويمت امروزو روز..روز خوب وبد بنويس
راستش اومدم واسه آخرين بار اينجا بنويسمو برم
برم..کجا؟
تو جز من خيليا رو داري.. ولي من؟
راستي هنوز سه شنبه ها منتظري ..جمکران؟
راستي..چند ماهه نيومدم؟چندماهه بهت نگفتم دوست دارم؟چند ماهه تو آغوش خدا خوابم نبرده؟
ميگم آقا..نکنه اينبارم بنويسمو بعد برم..نه
هيشکي جر تو و خدامون نميدونه چقد بدم..جز تو..
با چه رويي صدات کنم؟
تقريبا جز شما هيچ اميدي ندارم
روم کم شد آقا..بيشتر اين؟
ميگم..يه چيز آقا..دارم کم ميارم..بيا پيشم
آقا امروز از همه بريدم
باور کن.. مثه اون دروغام نيستا
خيلي تنهام..خيلي بهت احتياج دارم..بيا و نرو
مولاي من..هنوزم ماله مني؟
ميدونم هنوز دوسم داري .وگرنه اينجا نبودم
ميگم بيا . نرو...کم آوردم بي تو..بي خدا
اين اعترافه..بيا تا هستم
مولا نفسم سخت ميکشم..دنيايي واسم نمونده..دنيامو با همه خراب کردم ...حتي با..
بيا کمکم کن..ميدونم باز بي کس شدمو اومدم..اما بيا
راستش ميترسم..خيلي..همه کسم بيا پيشم
ما با هم دنيا ساخته بوديمو..ميدونم من خراب کردم..اما بياوو
راستش ناي نوشتن ندارم..زود بيا پيشم ..خيلي اميد دارم بهت ..زود بيا
++یادتونه؟نزدیک تولدتون که میشد..من و یه حس..میبینی چه سیاهم؟خیلی صدام زدی؟؟؟
مهدی من تولدت مبارک
نوشته شده توسط ... در ساعت 6:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خیلی وقت می شه لیاقت نوشتن تو وبلاگتو نداشتم نمی دونم شاید الان لیاقت نوشتن دلتنگی هامو بهم دادی!می خوام از دلتنگی هام بنویسم ...بنویسم تو این مدتی که ازت غافل بودم شکستم خسته شدم ناامید شدم بریدم.... اومدم بگم که واست بد نوکری کردم اومدم بگم که بازم واست به جز یه کوله بار پر از گناه چیزه دیگه ای نیاوردم اومدم بگم که... کاشکی یه ذره از تنهاییتو درک می کردم کاش می تونستم یه ذره از تنهاییتو پر کنم کاشکی.....
+اگه بی قرارم از تو تو بمون که آشیانه ام تویی
+![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مهــدی جان تولدت پیشاپیش مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ... در ساعت 5:44 بعد از ظهر موضوع منو ببخش! | لینک ثابت
این دل تنگ شد آقا... نمی یای؟؟؟
نوشته شده توسط ... در ساعت 9:26 قبل از ظهر موضوع در اوج تنهایی | لینک ثابت
سلام یا مادر مهدی من
یا زهرا من از خوبیت دورم و دست و پا زدن دلم برای نجات از این دریای گناه بی فایده است ..... شما مادر فرزند عزیزی هستی که بسیاری منتظرند تا وجودش به دنیامان معنی دهد
یا زهرا تا امروز با فرزند عزیز شما خیلی حرف زدم..بیشتر از اون ...دلشو شکستم..واسم اشک ریخت...مادر دلسوز..نمیدونم با چه رویی اومدم سلام کنم..شما وقتی پسر نازت واسه من اشک میریزه...از من...؟یا فاطمه .من و این همه سیاهی روحم..من و این همه بی درمانی..نمیدونم...خیلی چیزای دیگه رو..
با اینکه یدک میکشم اسم شیعه علی رو..ولی نمیدونم علی(ع) وقتی شاهد درد شما بود..شاهد درد ..چقدر واژه "درد" کمه...شاهد سیلی زدن...نمیدونم وقتی امانت پیامبرو به خاک سپرد...نمیدونم وقتی زینب زخم دیده باز..نمیدونم اونم خیلی چیزارو..مثه ناراحتی مولام..یا فاطمه نمیدونمام خیلی شده و سردرگم دارم میرم...هر روز بدتر..هر روز...مادر..امروز یاد بقیع و چهره علی(ع)...غم و ..یا فاطمه میدونم وصال شما و خدا واسه شما شیرینه میدونم این ماییم که از هیچی اندازه مرگ نمیترسیم...یا زهرای علی..میشه امروز واسه دلم دعا کنین؟میدونم سخته..من دل عزیزتو نو خیلی رنجوندم..اما لطف شما همیشه مثه آقا منو پررو کرده..خیلی وقته اسمتو نیوردمو ...میدونم خیلی بدترم از اینایی هستم که اطرافمن..میدونم چند وقتیه دیگه دلم...اشکام ..بی فایدست؟
.اما زهرای علی..دلم نمیخواد پسر ماهت واسه من گریه کنه..مگه غم آقام کمه؟که منم...واسم دعا میکنین؟که وقتی مهدی میاد ...آخه هر چی فکر میکنم نمیشه نگا بندازم به اون چشمایی که..یا فاطمه ..
+یا علی (ع) ..گرچه اسمتون رو زبونمه و اما ازتون هیچی نمیدونم..اما ماها از بچگی با مهر شما بزرگ شدیم..آقا به حق اون دل پچگیا امروز واسم دعا کن..آخه تا کی؟واسه پسرتون...که بیاد..با اینکه من حتی روی نگاه..یا علی(ع) میدونم بی زهرا تنهایی...میدونم دلتون...اما چه اندازه رو نه.. آقا جان تسلیت..
+یا مهدی.. روی حرف زدن...قرار بود بزرگ شم همدردت شم..قرار بود...هیچی آقا فقط تسلیت..
+خالق مهربانم..زهرایت را در آغوش گرفتی؟؟دیگر راحت .. از این همه دوری پدرو..این ناسزا به علی و..خدایم به تو نمیشه تسلیت گفت...عزیزت به تو بازگشته...آنهم چه کسی با چه بازگشتی...دلت واسش تنگ بود؟؟..
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 10:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام
میون این همه غربت باز دعایت را دارم؟
میون این همه سردرگمی..
گاهی ننویسم خیلی بهتره اما فکر میکنم تو همین چند ثانیه آخره که دلم ..
آقا..شما فقط با یه دعا میتونین نجاتم بدی از این همه پوچی..جالبه شایدم بد..اما حق میدم دعا نکنی...
تقریبا خیلی چیزا به صفر رسیده و تقریبا زیاد دیونه شدم...
مولا چی بگم که تو کامل آگاهی...
این روزا فکر میکنم من کجام؟بعد از این همه گلِه و این 1 سوم عمرم که رفت...
آقا نمیخوام اینطوری تموم شه...قراره اونجا من و خداو...خیلیاو...تو؟
نه میدونی چیه؟تازگیا دیگه نمیگم انسان خیلی بالاتر از اینه که هست..این رفته تو خونم..دیگه خودمو تو این دسته حساب نمیکنم...میدونی که؟
نه..حتی این اشکهایم برای خودم هم منفور شده چه برسه به...
تقریبا خیلی عصبی ام و حرف زدن با شما بااینکه پر شرمساری ست اما آرام بخش دل دیونه ای که خودش نمیدونه چشه
مولا یاد بعضی خاطرهامون که میام..میگم کاش بچه میموندم..مولا من از صمیم دلم..از ته ته دلم میدونم تو دوستم داشتی...
نوشتن اینا سخته...با دوریه حالا
مولا حرفهایی دارم که واسه همه عجیبه یا بد..اما هست...تو این فکرم..دلم..مولا چرا حقیقتو نمیبینم؟چرا...
مولا...حتما قراره برای معجزه پیامبری باشه؟؟تو میدونی...آره
برایم دعا کن..دعا کن ارام بگیرم تا دیوانگی دلم عالمی را بر هم نزده...دعا کن..مولا مثه همیشه بنویسم ببخشم؟با اینکه واست تکراریه اما ببخشم..میدونم میخوای چی بگی...
مولایم با اینکه حرفهایم رنگ پوچی دارند با اینکه دلم رنگ سیاهی شب است اما تو برایم هنوز طلوعی...با اینکه من غروب شادیهایت شدم با این همه گناه
+جالبه بگم اگه میدونم دردم چیه...نه؟
++برای تو میتوان جایی نوشت که نام عزیزت می اید آنجا....برای تو که میدانی آرامش من شده ای..برای تو که مرا آفریدی تا روزی به تو باز گردمو در آغوش پر مهرت آرام گیرم...گرچه همه تو را دیر یاد میکنیم و غریبی..اما از قول خیلی از همه هاو خودم...بگم؟؟تنهام نذار..بی تو پوچ تر از پوچم!
نمیدونم تو با چه امیدی میای نزدیک منو..من به چه امیدی ازت دور میشم؟؟
ای که همه ام شده ای...
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 6:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خواندن مجموعه ای از دعا ها و انجام اعمالی بسیار موثر در جهت سرعت بخشیدن به ظهور موفور السرور حضرت حجت(عج) که توصیه می شود:
۱- خواندن روزانه دو رکعت نماز به نیت تعجیل در فرج امام زمان(عج) و به نیابت از فرشتگان و ملائک خداوند
۲- خواندن روزانه دو رکعت نماز به نیت تعجیل در فرج امام زمان(عج) و به نیابت از حضرت محمد(ص) پیامبران الهی و امامان معصوم
۳- خواندن روزانه دو رکعت نماز به نیت تعجیل در فرج امام زمان(عج) به نیابت از تمامی مومنین
۴- خواندن دعای جوشن کبیر به نیت تعجبل در فرج امام زمان(عج) به نیابت از تمامی مومنین
(اخیرا حضرت مهدی(عج) در عالم خواب به یکی از علما فرمودند دعای جوشن کبیر برای فرج من بخوانید و خداوند را به اسمای اعظمش برای صدور حکم فرج قسم بدهید)
۵- برای سلامتی امام زمان و تعجیل در فرجش صدقه بدهیم روزه بگیریم قربانی کنیم.
۶- حداقل روزی ۱۴ مرتبه دعای<<اللهم عجل لوالیک الفرج>> به نیت چهارده معصوم پاک و ۱۰۰ مرتبه صلوات بفرستیم بر محمد و آل محمد <<وعجل فرجهم>> در قنوت و در رکوع و در سجود نمازها نیز دعای فرج بخوانیم و بعد از نماز فرشتگان و پیامبران الهی را به عزت و جلال خداوند به دعا برای ظهور حضرت قسم بدهیم.
۷- با خواندن زیارت آل یاسین و دعای عهد در لشگر امام زمان(عج) حاضری بزنیم و با خواندن دعای عصر جمعه در غیبت آن حضرت اشک ماتم بریزیم
۸- تمام اعمال نیک و ثواب را به نیت تعجیل در فرج و به نیابت از امام زمان(عج) انجام دهیم اعم از: حج.خواندن سوره های قرآن.صدقه.قرض الحسنه.دیدن روی پدر و مادر.انفاق.احسان.زیارت اهل قبود و... تمامی مستحبات را به نیت امام زمان(عج) انجام دهیم و اگر کوچکترین قدم خیری بر می داریم به نیابت از امام زمان(عج) باشد.
((اگر آرامش.عدالت و شیرینی زندگی را در زمان حکومت آقا امام زمان(عج) میدانستیم.حتی لحظه ای از دعا برای فرج غافل نمی شدیم.))
نوشته شده توسط ... در ساعت 9:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
کاش برق نگاه عجیبت پیش از اینها مرا آب می کرد....
اقا سلام خوبین؟؟چی بگم؟؟از کجا براتون بگم..دلم گرفته اقا.چیکار کنم؟؟ مگه کاری هم بلدم که بکنم؟هی می گم دلم گرفته اما هیچ قدمی واسه دلم بر نمی دارم هیچ قدمی بر نمی دارم تا دلم آروم بگیره! آقا می دونید چیه؟؟ دیگه از خودمم خسته نیستم دیگه از هیچ کس از هیج جا می دونید چرا؟؟ چون دیگه خسته شدم از خسته شدنام خسته شدم از بس گفتم خسته شدم و هیچ کار نکردم دیگه نه می خوام زنده باشم نه می خوام بمیرم!نمی دونم نمی دونم...مگه من کیم؟؟
می گن وعده دیدار نزدیکه می گن اماممون همین روزاست ...نه نه همین ثانیه هاست که بیاد..اما اگه تو اومدی و من ادم نشده بودم چه خاکی تو سرم بریزم!!چیکار کنم.؟؟تو بگو آقا دیگه نه خسته شدم نه بریدم فقط فقط مممم......
کاش برق نگاه عجیبت پیش از اینا مرا آب می کرد
کاش روزی که می آیی از راه......
نوشته شده توسط ... در ساعت 3:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
می خواهی با خدارفیق شوی اما نمی دانی چگونه!همیشه احساس می کنی دلت برا خداتنگ است!احساس دوری می کنی فکرمی کنی اوتورا دوست ندارد !صدایت را نمی شنودوبه تومحل نمی گذارد!می خواهی عاشق خدا باشی می خواهی اسمش که بیاید قلبت به تپش بیفتد بدنت گرم شودوخون دررگهایت بدود.دلت می خواهدنوازش خدارااحساس کنی ازاینکه تا به حال نتوانسته ای یک نمازدرست وحسابی برایش بخوانی خودت هم ناراحتی !دلت می خواهدسرت راکه به خاک می گذاری دیگربرنداری!می گویی چرانمی توانم ذکرخدارابگویم؟چرااینقدرغفلت دارم ؟چراذکرخدابرای من شیرین نیست !چرامحبت خدادردلم نیست؟عملت نمی گوید اما دلت می خواهدبه خدابگوید:زعشق هرچه سرایم تویی تمام تویی
توروح مهری ومعنای عشق تام تویی
پیامبراکرم ص فرموده:توکسی هستی که سیاهی شب روشنایی روز نورماه وشعاع خورشیدوصدای شرشراب.حرکت برگ درخت برایت سجده می کنند.مگدرنمی دانی که خداوند می گوید ماازرگ کگردن به او نزدیکتریوم و می گوید هرجاباشید من با شما هستم .پس چراتواحساس نذزدیکی به خدا نمی کنی؟چراعاشق نیستی؟می دانی محبت وانس باخدا چگونه به دست می آید؟با دعغدغه خردازراداشتن باخداخداکردن الله الله گفنتن باذکرو سجده و عبادت وخلوت با خدا این عبادت است که عبودیت می آوردپیامبرهم اول بنده خدامیشودوبعدرسول او
می خواهی عاشق شوی پس شروع کن وازخوداوهم کمک بخواه
در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب
نوشته شده توسط ... در ساعت 9:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آقا..
آقا..
ارباب مهدی...آقا جان می دونم هر دوشنبه پنج شنبه پروندمو می بینی...جز گناه...آقا یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟آقا چرا هی به من فرصت می دی؟تو که خودت بهتر از خودم بهتر از هر کس منو می شناسی..آقا من دیگه فایده ندارم آقا وقتتو تلف نکن من آدم بشو نیستم..آقا خودت خسته نشدی؟می دونید چیه؟؟؟ واسم شدین مثه یه عروسک که هی با گناهام دلتو می شکونم و هی با یه ببخشید کوچولو دوباره تیکه های دلتو بهم می چسبونم شما هم انگار نه انگار که اینا همش فیلمه باز منو راه می دین..آخه تا کی؟؟... می ترسم آقا ..می ترسم آقا جان شما بیاینو من هنوز آدم نشده باشم..اقا شرمنده ام..آقا شرمنده ام..آقا شرمنده ام از اینکه هر دفعه چشم امید بم دارین که این دفعه دیگه آدم می شم اما......چیکار کنم آقا تو بگو ...تو بگو چیکار کنم که وقتی پروندمو باز می کنی تا بخونی یه لبخند بزنی و بگی خدایا شکرت!......
خدا تو کمکم کن..!
نوشته شده توسط ... در ساعت 8:57 قبل از ظهر موضوع منو ببخش! | لینک ثابت
میدونی چیه؟
به همه دنیا دروغ میگم..حتی با دعام
اما به خودم که نمیشه
میدونین راستش چیه آقا؟؟من درست بشو نیستم که...چرا هی الکی بگم آره من...
شمام فهمیدین نه؟؟گریه هاتونم واسه من..واسه اینه؟
میگم آقا تکلیفم چیه که ..
شما بیاین خوب میشم؟
میگم شمام بیاین..
وای بر من...به اون چشمای نازتون چطور نگاه کنم..وقتی میدونم واسه گناهای من بارون زدست؟
میگم آقا حالا که از خودمم سیرم..میشه زیادتری دعا کنین..که آزاد شم از این همه اسارت
میگم آقا..یعنی..آدم میشم؟؟
میگم ..شمام دلتون میسوزه واسم..نه؟
آقا؟میگم دلم یه چیز عجیبی میخواد..
کاش بچه میشدم...مثه اون روزا که ...دلم نمیاد حالا بنویسم..من کجا و اون عزیز دردونه کوچولوتون کجا
میگم خیلی تابلو شده بی لیاقتم ..نه؟؟آخه این روزا خودمم نمیشه گول نزنم..
میگم..این اشکا...دیگه قیمتی داره؟؟؟
آقا جون میگم من میتونم بگم دوستون...
بیخیال آقا..میدونین چیه؟یه دروغ کمتر!
+دلم میخواست می آمد کسی از آسمانش و آنچنان سیلی میزد که از سرم میپرید هوای این دنیاو...
+کاش معجزه کنی...وگرنه من که..برای معجره چقد دعا لازم است تا دلت بسوزد؟
اختصاصی برای تو/که نیمدانستم و نمیدانم که هستی و...
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 11:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چیزی برای گفتن ندارم نمی دونم چرا؟؟؟
یه ساله دیگه هم اومد ولی آقامون نیومد...خیلی سخته خیلیییی.....
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد!
نوشته شده توسط ... در ساعت 9:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بنویسم کاش بیایی؟؟با کدوم رو..؟اومدی بگم چی؟؟نگات...
امام من گرچه ازت غافلم ولی میدونم منو یادت نمیره...
مولای من.. من همان کودک با تو بزرگ شده ام که نمکدان شکسته...ببین نگاه شرمسارش را
ببین...
مولا ..
چی بنویسم؟؟
دلم اسیر است و به تو امیدی بسته عظیم!
+السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...دارم میایم؟؟؟من؟؟نمیدانم!
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 10:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام خوبین؟؟
دلم تنگ شده برات!یعنی دله تو هم تنگ شده برام؟؟
آقا تو خودت خوب می دونی که من کیم؟!!!! من همون بنده ایم که......می دونم خیلی دلتو شکستم خیلیییییی..آدم نمی شم چیکار کنم آقا؟؟ شما بگین چیکار کنم؟ بگید گناه نکن می گم مگه می شه اگه گناه نکنم پس چیکار کنم....؟؟؟ خستم ام می تونی تصورشو بکنی.. از خودم از هر کی مثله خودمه! از جنگ! از دنیا,از دروغ,از خیانت,از تهمت,از..از..از......از اینکه همه ی زندگیبه ی بعضی از دوستام شده لوازم آرایشو و خوشگل کردن خودشون واسه نامحرم خسته ام,از زندگی خسته شدم می خوام بمیرم آقا!! تو با من چی کردی؟عشق تو چی داشت؟؟؟از اینکه به هر جا نیگا می کنی جا رد پای شیطانه خسته شدم...منم دارم دلتو می شکنم می دونم ..شما هم از دست من خسته شدین..آخ...آخ..!!..............کم آوردم..کم آوردم واژه برای معذرت خواهی اخه تا کی؟؟ تا کی بگم ببخشید و یه ثانیه بعدش باز دوباره گناه کنم!باز اشکو بیارو تو چشات!تا کی؟؟من اگه بمیرم واست بهتره بخدااا آقا اگه بمیرم واست بهتره...از خودم متنفرم حس انزجار دارم می خوام از خودم فرار کنم!!!!آخ که هیچ وقت نتونستم واسه نزدیکتر شدن ظهورت کاری کنم هیچ قت!هیچ جا!ولی چه فایده این حرفا!!! وقتی باز گوش به حرف شیطون می کنی چه فایده این حرفا!!!!!!!!!!!! چه فایــــده!!! چه فایــده!
نوشته شده توسط ... در ساعت 10:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
باز مثه همیشه یه کوه دلتنگیو..یه عالم غم آوردم واست
آقا یادتون میاد به جز غم و غصه و اشک براتون هدیه آورده باشم؟
خیلی وقته نیومدم سراغت آقا..میبینی اسیر شدیم؟اسیر دلامون؟دلت نمیسوزه؟نمیای کمک؟
آقا بچه کوچولو های غزه رو.؟میبینی؟میدونم دلتون خونه...
نمیای؟
آقا دلم غریب شده ،خیلی..
از مردم شهرم دلگیرم
از آدما...
نمیدونم چرا آقا
نکنه دلم بهونه اربابشو میگیره و نمیفهمم؟
آ کاش بودی...دیگه غروبا اشک نداشت
میومدیم پشت سرتون نماز و...صدای شما..
اصلا میدونین چیه آقا؟شمام بیای...من با چه رویی؟بیام بگم چی؟ولی ..
آقا دیر نکردی؟میبینی دیگه زیبایی دنیا واسم زشته؟میبینی دلم غریبه ؟دلامون بهونتو میگیره.میبینی جوونا هم میگن .؟نمیخوای بیاای؟هممون میدونیم پر گناهیم..اما مگه بدا دل ندارن؟
مثه بچگیا هنوزم شما شاهد اشکامی..هنوز نوکرت عادت داره واستون اشک بیاره
کاش دلم مثه بچگیا....پاک بود
پرِ ز حرفم..اما...سکوت منو تو واین اشکها زیباست!
کاش می آمدی
++کاش رهايم کني...تا خودت پروازم دهي..کاش که اين فاصله را کم کني
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 6:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نمی دونم چی بگم ..چی رو باید بگم..اصلا چیزی دارم که بگم...فقط نشستم و می گم "آجرک الله یا صاحب الزمان" که اگه اینم نگم آبروش بیشتره!!!هیچ وقت نشد سر قولایی که به اربابم دادم بمونم هیچ وقت...هر وقت یه مشکلی واسم پیش می یاد می رم سراغش ولی تا اینکه حل شد باز همونم ...همون!!!اسم مهدی واسه من فقط اینو داره که صداش کنم و اون باید!حتما! مشکلمو حل کنه و گرنه من خیلی ناراحت و شایدم عصبانی !می شم...نمی دونم,نمی دونم ...عاشورا نزدیکه همش به خودم می گم منم می تونم یه حر دیگه بشم منم می تونم واسه خودم آزاده بشم!می تونم اما نمی خوام...نمی خوام گناه نکنم..نمی خوام دل اربابمو شاد کنم..نمی خوام از دردای اربابم یه ذره کم کنم نمــــــی خوام!!!منم یه لکه ی سیاه تو این دنیای لجنی!ولی..ولی می دونم بازم اون دلش واسه ی من تنگ شده و گرنه من که دنبال دنیا پرستیه خودمم اون دلش تنگ شده اون دعا می کنه که باز من برم به سمتش اوووون!!!...خــــدا یه جا خوندم از وقتی امام حسین(علیه السلام) و شهید کردن تا روز ظهور ارباب غریبمون چهار هزار ملائکه دارن در عزای حسینت اشک می ریزن...خدا به اشک های پاک فرشته هات قسم که نذار این توبه ام هم مثل دفعه های قبلی باشه خــــدا تو این آخرالزمانه تو دستمو بگیر....! +بعدا نوشت::این روزا وقتی خبر گوش می دم اشک تو چشام جمع می شه....ختم سوره ی حشر برای آزادی غزه فراموش نشه...تو رو خدااااااااا...
نوشته شده توسط ... در ساعت 5:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چه فايده اين اشکها؟...مثل توبه هايم دروغيست!مثل شبهاي قدرم ...مثل قولهاي نيمه شعبانم...مثه دعاي غروب جمعه هايم
چطور دلت براي من تنگ ميشود؟؟چطور براي من و اين همه سياهيم اشک ميريزي؟
چطور ميتواني دعايم کني؟
چه دلي داري مولايم
چطور غافل از ياد توام و تو صدايم ميکني؟
چطور در قلبي ميآيي و نور ميپاشي که حکومت سياه شيطان را پذيرفته و...نميداند!
چطور ميگذاري جاي قدم هايت را ببوسم؟
چطور ميتواني...؟
بيشتر از همه از خودمو اين همه پيله ... خسته ام!!!
من و آدمهاي شهرم کينه از چشمان خشمگين بچه اي ميگيريم..تو چطور اين همه دروغ دلم را ميپذيري و مهمانش ميشوي؟ ...بي کينه..
چه کنم؟
کي اين همه شرمساري تمام ميشود تا يارت شوم..تا مرحم زخمهايت باشم نه........ نمک روي زخمت...!
کي ميشود آن شوم که بايد باشم نه...
چقدر غريبي مولايم!
++کاش رهايم کني...تا خودت پروازم دهي..کاش که اين فاصله را کم کني
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 0:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خیلی بد شد.......خیلی!!!!!!!!!!!!
کار تو همیشه بخششه اما کار منم همیشه..........................................
نوکر آقا: از این توبه های دروغین پی در پی خسته نیستی؟
مولایم از این اشک ریختنها برای نادانی من خسته نیستی؟
نوشته شده توسط ... در ساعت 10:52 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عرفه؟
عرفه ی آخرم..چه سبک بار تر صدایت زده بودم؟چه آرام تر داشتمت
چه بنویسم؟از این توبه های دروغین پی در پی خسته نیستی؟مولایم از این اشک ریختنها برای نادانی من خسته نیستی؟
خدایا...کجایم؟گذر لحظه هایم را میبینی؟باید با عشق تو بردو اما...
ای که تا آمدی در کویر دلم...دلم دیگر مال توست..من خالی چه داشتم که آمدی؟
میشود پس ندهی؟
دستان آرزومندم را میبینی؟نگاه شرمسارم؟همه کم است...ای خدا..
از دلم سیری؟دلت را شکسته؟مولا نکند امسال دعایم نکنی؟باعث شرمساریم؟میدانم..وای بر دلم..چه آسان..
حقارتم را نشانم دادی...
چه بگویم؟خدا...مولایم..میمانی؟بی تو پوچ تر از پوچم!!!!!!
نوشته شده توسط نوکر آقا در ساعت 3:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
باز دوباره.....!!!
مهدی بیا شهسوار من زودتر بیا!!!
نوشته شده توسط ... در ساعت 12:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

آه ازين چشم هاي بي لياقت تو باشي و ما تو را نبينيم!؟ آه ازين دل بي لياقت تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟ آه ازين همه بي غيرتي تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟ چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟ براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟
××××
فریب ما مخور آقا دروغ میگوییم
به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم
چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني
نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم
تمام چشم براهي و انتظار و فراق
و ندبه هاي فرج را دروغ مي گوييم
دلي که مامن دنياست جاي مولا نيست
اسير شهوت دنيا دروغ مي گوييم
زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام
به پيش چشم خدا هم دروغ مي گوييم
کدام ناله غربت کدام درد فراق
قسم به ام ابيها دروغ مي گوييم
خلاصه اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست
و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
اولين پست
حدیث توبه
جمعه ي ديگر
منو ببخش!
گوش بكنيد داره مياد
در اوج تنهایی
چیزی ندارم که بگم...
شباهت حضرت به انبیا و اولیای الهی علیه السلام
ختم صلوات در ماه مبارک رمضان
گل طاها
...
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY